تبلیغات اینترنتیclose
آرش شفاعی، ساحل -1
پیچک ( آرش شفاعی )
شعر و ادب پارسی

آرش شفاعی

دوتارت می زند آتش به دلهای زمستانی

                              بزن دیگر به سیم آخر ای پیر خراسانی  
 



نوشته شده در تاريخ جمعه 17 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

نشسته ام

در اتوبوسي به مقصد بيست وچهار ساعت ديگر

در صندلي جلو

حلقه هاي خاكستري دود در هم مي لولند

وزني دشنام مي راتد

كه ده سال آزگار

بوي غليظ اشنو ويژه را

عاشق بود

پسزكي افليج

بيقرار است تاعروسش

-كه حسرت پسران شهري بود-

 

نشسته ام در اتوبوسي تا دورادور

ودلم

براي تو تنگ است...

 

 

           آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1383/9/

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -1, | بازديد : 256

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

شب تيره پوش گشته كه آن نور مي رسد
همشهري شريف من از دور مي رسد

همشهري شريف من از خاستگاه شعر
ازمشرق ترانه و تنبور مي رسد

اي ذوق زنگ خورده! بيا ميوه ي شهود
از كوچه باغهاي نشابور مي رسد

در واژه هاش جذبه ي شيرين عاشقي
در چشمهاش روشني و شور مي رسد

تا بالبان سرخ شهادت شكار خويش
مستي دهد به خوشه ي انگور مي رسد

عيسي به ذوق مقدمش از اوج آسمان
موسي به شوق نامش از طور مي رسد

ما گيج و گنگ مانده و انگار كن همه
لوليم و مست ،  ناگه مأمور مي رسد

مي ايستد...زمين و زمان كند مي شود
از عرش تا به حضرتش دستور مي رسد

لب باز مي كند كلمات مباركش
در هاله ي مقد سي  از نور مي رسد

 همشهري شريفم لب باز مي كند
اسرار خاص عالم مستور مي رسد

 

 

آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1383/9/

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -1, | بازديد : 108

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

مثل ستاره در شب تنهايی ام بتاب

محض طلوع تست که خوابيده آفتاب

آه از دلت ٬ زمين و زمان چشم می کشند

آهوی من به چشمه بيا تشنه است آب

آن سو تويی که سربه سر آرامش وسکوت

اين سو منم که يکسره رنج است و اضطراب

اين سو منم هلاک دو قطره نگاه تو

آن سو تويی که مست شد از ديدنت شراب

کی می رسی که زنگ در از شوق گل دهد

برگيری از شبانه ی آن گيسوان حجاب

آبی دهی به شعرم وتابی به چهره ام

تا شرح ماجرا بسرايم به آب و تاب

من باشم وتو باشی و آواز بوسه مان

از گونه ولبت؟!چه بعيد است انتخاب!

شب در نگاه مشکی تو منتشر شده

بر گيسويت شکفته گلی رنگ ماهتاب

...حالا کلاغ قصه به منزل رسيده است

بر زانوان خسته ی من سر بنه ٬ بخواب

 

 

آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1383/8/

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -1, | بازديد : 204

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

لبريز گلاب مي شود چشمانت
كم گريه كن آب مي شود چشمانت

برتربت من كه بگذري اشك مريز
حيف است خراب مي شود چشمانت
 

**

هرجاكه شدم جزتونمي ديدم هيچ
جزنكهت تو گلي نبوييدم هيچ

يك لحظه ي پيش از چه صحبت كردي؟
من محو تو بودم ونفهميدم هيچ
 

**

مجنون همه فرياد كجايي ليلا
آواره درانديشه كه اي چرخ!چرا؟

دلتنگ تر از غريب و عاشق كس نيست
عاشق كه غريب مي شود واويلا
 

**

خنديد قيامتي به پاشد انگار
روح از قفس بدن رهاشد انگار

لبخند كه مي زند به خود مي گويم
پروانه اي از گلي جدا شد انگار
 

**

گهگاه تو هم ستاره مي باري يا...؟!
آيا همه شب تو نيز بيداري يا...؟!

تاچند نگاه...لكنت...شرم...سكوت
حرفي بزن آي دوستم داري يا...؟!

** 

ازپيش مراست سال وماهي بدتر
افتاده ام از چاه به چاهي بدتر

اين حال تقاص چه گناهي است مگر؟
عاشق شده ام ازاين گناهي بدتر!؟
 

**

سبزچمن و آبي باران هستي
سرتاقدمت همه بهاران هستي

خورشيد شروع مي شوداز چشمت
آري تو تجسم خراسان هستي
 

**

بي نوش لبت دچار نيشم برگرد
آزرده ي بيگانه و خويشم برگرد

يك لحظه ي پيش گرچه رفتي اما
تنگ است دلم نرفته پيشم برگرد

 

آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1383/8/

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -1, | بازديد : 134

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

مثل دختران گل به دست

بر سر چهارراههاي احتمال

خسته از قرارهاي مي رسد... نمي رسد

 

مثل يك جوانه

چشم انتظاريك بهانه ي زلال

 

مثل كودكان مهد

بي قرار بوسه هاي مادرانه

چارچوب آشناي خانه

 

...چشم مي كشم

براي ديدنت

رسيدنت

چشم مي كشم

 ولي نمي رسي

 

 

 

          آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1383/7/

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -1, | بازديد : 115

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

آسمان

به اتهامهاي بي د ليل بسته بود

پرنده

 بي پناه و خسته بود

پيش رو هزار و يك تفنگ تشنه

در كمين اشتباه او

ميل پر زدن

 رهاشدن گناه او

پرنده دستهاي خسته ي مرا كه ديد

پر كشيد

راستي

 بوسه هاي يك پرنده ي رها

چه شاعرانه است

 

 

آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1383/7/

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -1, | بازديد : 78

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

شهريوری تو خوشه ی انگور چشم تست

مهر منی مقدمه ی نور چشم تست

چشم بد از تو دور که در اين شب شديد

آن شعله ای که ميوزد از دور چشم تست

خون چه قدرها من عاشق به گردنش

در اين زمانه تالی تيمور چشم تست

در سايه ی کمانچه ی شيرين ابرويت

تلفيقی از ترانگی و نور چشم تست

هرجا دمی زخمره ی خرم دمی زدم

يک استعاره بوده که منظور چشم تست

گنجينه ايست شعرمن ازبرکت شما

فيروزه ی نفيس نشابور چشم تست

می خواستم هنوز غزل باشم و نشد

آنجا که نطق شعر شده کور چشم تست

 

 

آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1383/6/

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -1, | بازديد : 253

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

دريا شکست کف به لب آورد و بعد مرد

جنگل نشست با بدنی رنگ مرگ زرد

دريا ز بادهای سيه روی مدح گفت

جنگل به ابرهای عقيم التماس کرد

 

مهتاب نقره پاش از آن گوشه می شکفت

در ناگهان مشکی شب نقره داغ شد

فانوس آفتاب فرو مرد و بعد از آن

کرمی خزيد و ذر شب جمعی چراغ شد

 

سلولهای خاک همه چشم می شدند

تا دور دستهای زمان را رصد کنند

شايد که ابرهای اساطير بشکفند

گلهای نيم جان جهان را مدد کنند

 

شايد که باز سلسله ی صبح سرزند

تا دودمان تيره ی شب مضمحل شود

شايد که ندبه های پريشان قرنها

روزی به روح محض غزل متصل شود

 

 

آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1383/6/

 

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -1, | بازديد : 339

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

رفيقم از اون آدماي گل بود

واسه خودش يه دنيا عقل كل بود

يه آسمون جل يه جوون تنه

اعاشق حافظ وفروغ ونيما

مي خواس با شعراش گلارو آب بده

پروانه هارو رونسيم تاب بده

مي خواس روي زمين گدا نباشه

 از اون زناي بي حيانباشه

مي خواس بره داد بزنه روي بوم

فحش بده به لقمه هاي حروم

روي تراس سيگارشودودكنه

تو آتيشش دنيا رو نابودكنه

دنيارو دسخوش تحول كنه

ديكتاتورارو عاشق گل كنه...

***
رفيق من حالازيرزمينه

دنيا همون دنياي پيش از اينه

 

 

آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1383/6/

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -1, | بازديد : 125

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 9 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

تهران شبيه هرشب ديگر سياه بود

در انتظار خنده ي كمرنگ ماه بود

تهران قصيده اي كه نفسگير وپرملال

 تهران خطابه اي كه پر از اشتباه بود

اين سوي شهر خنده ي تلخي به خون نشست

آن سوي شهر اشك كسي قاه قاه بود

تصوير پر تردد اين شهر خط خطي

لبخند سرخ دختركي سربه راه بود

وقتي گداي كوچه كمي دودمي گرفت

تا مدتي براي خودش پادشاه بود

اقليم پادشاهي اين شاه پاره وقت

بن بست كوچه تابه سرچارراه بود

از دختر و گدا چقدر حرف مي زنم؟

اين بي گناه دختر آن بي پناه بود...

يك كارمند شعر مرا خواندوپاره كرد

بركاغذي نوشت كه:ردشد...سياه بود

 

 

آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1383/6/

 

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -1, | بازديد : 261

صفحه قبل 1 صفحه بعد