تبلیغات اینترنتیclose
زمستان های پر سوزی‌ است در من ، دختر خورشیدا(ارش شفاعی)
پیچک ( آرش شفاعی )
شعر و ادب پارسی

آرش شفاعی

دوتارت می زند آتش به دلهای زمستانی

                              بزن دیگر به سیم آخر ای پیر خراسانی  
 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

زمستان های پر سوزی‌ است در من ، دختر خورشید!
که تابستان تو بر برف هایم شعله می پاشید

حلول شعر در انگشت هایم منجمد می شد
و بر موهای من برف تمام سال می بارید

بدون چشم تو تکلیف من تاریک روشن بود
فقط ابهام واضح بود؛ در قطعیّت تردید

صدای پای بهمن در دلم‌: یعنی که اینک عشق
بیا اسفند در‌آتش بیندازیم آنک عید

به انگشتم جسارت دادی و خوش ذوقی‌اش گل کرد
به لب هایم شهامت دادی،‌ آتش از لبانت چید

مرا‌ یاد شبِ موی تو و دست خودم انداخت
تب انگشت های باد ،رقص گیسوان بید

چنانم‌ اتفاق واقعاً افتاده ! ناممکن!
که گویی باز می‌گردم پس از صد سال از تبعید

 

 


آرش
         شفــــــــــــــاعی

 

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -11, | بازديد : 401