تبلیغات اینترنتیclose
یادش بخير تا دل شب انتظارها( آرش شفاعی )
پیچک ( آرش شفاعی )
شعر و ادب پارسی

آرش شفاعی

دوتارت می زند آتش به دلهای زمستانی

                              بزن دیگر به سیم آخر ای پیر خراسانی  
 



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


یادش بخير تا دل شب انتظارها
آن هديه‌هاي ساده :كتاب و نوارها

"ها" مي‌كنم به دست زمستان نشسته‌ام
تا ابر مي‌روند ستون بخارها

من با گلي كه باغچه تقديم كرده است
از دير كردنت شده‌ام خسته بارها

ديرآمدي و دسته گل سرخ زرد شد
زخمي شده است دستم از آزار خارها

بر دستهاي خسته‌ي من بوسه مي‌زني
يك رهگذر گذشت:خدايا!چه كارها!
*
از صبح تا غروب نشستن كنار ريل
محو قصيده خواني كند قطارها

اين عشق انتخاب تو از عمق روح بود
نه از سر وظيفه چنان خانه دارها

آن صبح سرد را كه به خاطر سپرده‌ايم
پيوند داده‌ايم به هر چه بهار ها....

 

 

آرش
         شفــــــــــــــاعی


از مجموعه "

تهران شبيه هرشب ديگر سياه بود" ا

نتشارات سوره مهر

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -11, | بازديد : 352