تبلیغات اینترنتیclose
تکه تکه غزلی پاشيده( آرش شفاعی )
پیچک ( آرش شفاعی )
شعر و ادب پارسی

آرش شفاعی

دوتارت می زند آتش به دلهای زمستانی

                              بزن دیگر به سیم آخر ای پیر خراسانی  
 



نوشته شده در تاريخ جمعه 17 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

ناگهان ؛فرصت هرگز

** 
خبر آمد «علی اخگر»هم...

** 

تکه تکه غزلی پاشيده

روی بی رحمی سنگين زمين

تا که کامل شودآن شعر شگفت

از تن خاک بيا واژه بچين

 

غزل آخر شاعر اينجا

آمد و کاغذ او قرمز شد

واژه ها در عطش شعر شدن

ناگهان فرصتشان هرگز شد

 

سيلی داس...حريصانه نشست

بر تن عاشق گلبرگی ترد

واژه های غزلی نيمه تمام

خون شد و روی زمين غلطی خورد

 

مار می رقصد...می چرخد مور

مستی چل شبه می بخشد تاک

سبزه و گل همه شاعر شده اند

شاعری تجزيه شد در دل خاک

 

 

 

آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1384/3/

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -3, | بازديد : 120