تبلیغات اینترنتیclose
تو آمدی و شهر ما تمام شعر و شور شد( آرش شفاعی )
پیچک ( آرش شفاعی )
شعر و ادب پارسی

آرش شفاعی

دوتارت می زند آتش به دلهای زمستانی

                              بزن دیگر به سیم آخر ای پیر خراسانی  
 



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 19 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

سلام ای لبت عسل! سلام باعث غزل! 

**


 تو آمدی و شهر ما تمام شعر و شور شد

زمین پر از سرود شد، زمان پر از سرور شد

تو آمدی و خاطرات سال های انتظار

در التهاب دیدن دوباره ات مرور شد

تو آمدی و ماسه های ساحلی چقدر دور

به یمن مقدم تو هرکدام کوه نور شد

ستاره ریخت ابر خشک چشم بر زمین شبی

کویر تنگ دست ، صبح، جنگل بلور شد

خراب شد جهان سر حسود با ورود تو

سلام تو وزید نطق طعنه گوی کور شد

سلام ای لبت عسل! سلام باعث غزل!

نمک مریز بیشتر که شعرهام شور شد

و طبق پیش بینی تمام کاهنان دیر

بلا رسید، از تو شرم کرد، بعد دور شد

تو اول بهار پا به شهر ما گذاشتی

بهانه ای برای جشن تا همیشه جور شد

 

 

آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1390/2/

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -8 , | بازديد : 328