تبلیغات اینترنتیclose
دوستانم خواستند این روزها یادم کنند( آرش شفاعی )
پیچک ( آرش شفاعی )
شعر و ادب پارسی

آرش شفاعی

دوتارت می زند آتش به دلهای زمستانی

                              بزن دیگر به سیم آخر ای پیر خراسانی  
 



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 19 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

دوستانم خواستند این روزها یادم کنند

 نوحه خوانان را فرستادند تا شادم کنند

من چه پیشانی سیاه بی رقیبی بوده ام

با لباس تیره می خواهند دامادم کنند

میزبانان عزیزم خنده بر لب آمدند

میهمان سفره ی رنگین جلادم کنند

قفل های تازه بر زنجیر کوبیدند و بعد

مژده ها دادند می خواهند آزادم کنند

آسیابی کهنه ام بیرون شهری سوخته

بادهای بی رمق گفتند آبادم کنند

من ولی چون پرسشی بر دوش خود افتاده ام

عاقبت حتی اگر همبستر بادم کنند

پاک شد ناگاه از تقویم من اردیبهشت

روزها تیرند در چشمم که ...

خاک گورستان به آب چشم گل می کرده اند

در ازل وقتی هوس کردند ایجادم کنند

 

آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1390/2/

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -9 , | بازديد : 336