تبلیغات اینترنتیclose
نگاهم کرد: می دانم شدی آخر دچار من( آرش شفاعی )
پیچک ( آرش شفاعی )
شعر و ادب پارسی

آرش شفاعی

دوتارت می زند آتش به دلهای زمستانی

                              بزن دیگر به سیم آخر ای پیر خراسانی  
 



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 19 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

نمی بخشد گناه عشق را پروردگار من

**


نگاهم کرد: می دانم شدی آخر دچار من
قرار ما ولی این شد، نباشی بیقرار من

کمی خندید؛ شعرت سخت عریان است و می ترسم
نمی خواهم تمام شهر باشد رازدار من

اگر چه آشکارا گفته بودم  دام افکندم
چرا گنجشکک بسیار گویی شد شکار من؟

در این بازار ،شاعر پیشه ی افسرده بسیار است
که این جنس خراب اصلاً نمی آید به کار من

نگاه نیم مستش در نگاهم بود و  خود می گفت
نمی بخشد گناه عشق را پروردگار من

به من پرهیز می آموخت ، من هم خوب می خواندم
لبش از بوسه خواهی می تپد پرهیزکار من

غمش را باز پوشید و سکوتش را به دوش انداخت
خطی افتاد بر پیشانیش ، رفت از کنار من

 

 

آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1390/7/

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -9 , | بازديد : 204