تبلیغات اینترنتیclose
می خواستم آشفته نباشد حرکاتم( آرش شفاعی )
پیچک ( آرش شفاعی )
شعر و ادب پارسی

آرش شفاعی

دوتارت می زند آتش به دلهای زمستانی

                              بزن دیگر به سیم آخر ای پیر خراسانی  
 



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 19 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

وارد شد و لرزید ستون فقراتم 

**


 می خواستم آشفته نباشد حرکاتم

وارد شد و لرزید ستون فقراتم

وارد شد وجان کاملاً از کالبدم رفت 

داده است ولی وعده ی یک بوسه، نجاتم

با نذر و نیازم  اگر از راه می آمد

از دست نمی رفت حساب صلواتم

این شدت شیرین ، هیجان در رگم انداخت

در چای چه ها ریخته ای جای نباتم؟

اینقدر مشو خیره به ساعت مچی‌ات، باز

بنشین نفسی شعر بخوان ، مست صداتم

دروازه ی آغاز تمام کلماتی

من پنجره ی بسته ی آن سوی حیاتم

شرمنده ام از این همه احساس نگفته

تا شعر شود، دست ببر در کلماتم

 

 

  آرش
   شفــــــــــــــاعی

http://arashshafai.persianblog.ir/1391/3/

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -10 , | بازديد : 416