تبلیغات اینترنتیclose
مقابلم تویی و هر چه آفتاب اینجاست( آرش شفاعی)
پیچک ( آرش شفاعی )
شعر و ادب پارسی

آرش شفاعی

دوتارت می زند آتش به دلهای زمستانی

                              بزن دیگر به سیم آخر ای پیر خراسانی  
 



نوشته شده در تاريخ شنبه 6 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

مقابلم تویی و هر چه آفتاب اینجاست
و پیش چشم تو شب نیز غرق در فرداست

چه چشم های زلالی! به شعر می‌مانند
نگاه تو غزلی که ردیف آن دریاست

بخند ای تویِ در سرنوشت من جاری!
بخند روشن من! آب و آینه با ماست

سخن بگو که صدای تو سخت شیرین است
سکوت کن که سکوت تو ناگهان زیباست

من وتو هیچ نداریم اگر،ملالی نیست
اگر که برگ نباشد،درخت پا برجاست

من و دوباره جدایی،تو و دوباره سفر
و باز دغدغه‌ی اینکه این دقیقه کجاست؟

 

 

 آرش
   شفــــــــــــــاعی

از مجموعه "تهران شبيه هرشب ديگر سياه بود"

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -11, | بازديد : 373