تبلیغات اینترنتیclose
سکوتي نشسته است بر روي شهر(آرش شفاعی )
پیچک ( آرش شفاعی )
شعر و ادب پارسی

آرش شفاعی

دوتارت می زند آتش به دلهای زمستانی

                              بزن دیگر به سیم آخر ای پیر خراسانی  
 



نوشته شده در تاريخ شنبه 20 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  


سکوتي نشسته است بر روي شهر
صدا بال زد تا فراسوي شهر

سکوت مهيبي فراگير شد
صدا از صدا بودنش سير شد

صدا گفت اين شهر مال شما
نفسگير شد قيل و قال شما

پس از اين سکوت است آواز من
صدايي نمي آيد از ساز من

نشسته است در قاب تصوير تو
چه کرده سکوت نفسگير تو

شتاب شگفتي است در مکث تو
صداي تو مي آيد از عکس تو

صدا اندکي بود و ناگاه نيست
دليل سکوت عجيب تو چيست؟

بيا با من خسته چيزي بگو
زبان جديدي گشودي عمو

سراغ تو از باد بايد گرفت
زبان تو را ياد بايد گرفت

چراغان شب‌هاي خاموش ماست
هميشه صداي تو در گوش ماست

 

 آرش
   شفــــــــــــــاعی

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -11, | بازديد : 375