تبلیغات اینترنتیclose
من می‌شناسم این شوخ‌چشمِ جوان را( آرش شفاعی)
پیچک ( آرش شفاعی )
شعر و ادب پارسی

آرش شفاعی

دوتارت می زند آتش به دلهای زمستانی

                              بزن دیگر به سیم آخر ای پیر خراسانی  
 



نوشته شده در تاريخ جمعه 15 آذر 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

داغی که دو ساله شد        غلامرضا بروسان و الهام اسالامی

**
 داغی که دو ساله شد 

من می‌شناسم این شوخ‌چشمِ جوان را
گره کفنش را محکم کنید
پنبه‌ای را که در بینی‌اش فرو کرده‌اند بیرون می‌کشد
با دود سیگارش که سرخ می‌زند

شقیقه‌اش را می‌بوسم
پروانه‌ای را که به کوهی کوبیدند،
آه نگفت!

لهجه‌مان باز می‌گردد
صدایمان شبیه شیشه‌های جوان شفاف می‌شود
شعر می‌خواند
بی‌آنکه خودنویس ممیزی را مست کند

خاک را کنار می‌زند
ماهیِ سبک سر
در حوضچۀ کوچکش می‌لغزد
و ما جدی می‌شویم،
می‌رویم آرش شفاعی
در مراسمش اشک بریزیم.

 

           آرش
   شفــــــــــــــاعی

برچسب ها : ,

موضوع : آرش شفاعی، ساحل -12 , | بازديد : 386