پیچک ( آرش شفاعی )

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- چه کاری می‌کردید؟ آمدم،گفتند کاری اضطراری داشته ( آرش شفاعی )
- بی نوش لبت دچار نیشم برگرد( آرش شفاعی ) ...
- لرزيدن دلم شده پر ارتعاش تر ( آرش شفاعی )
- تو‌آمدی و شهرما تمام شعر و شور شد ( آرش شفاعی )
- تا مردم این شهر در خواب‌اند با من باش( آرش شفاعی )
- خنديد:" از آن ِ مني اي مرد! به زودي..."( آرش شفاعی )
- چه بايد کرد، پا در بند دوري‌هاي بعد از تو ( آرش شفاعی )
- من می‌شناسم این شوخ‌چشمِ جوان را( آرش شفاعی)
- هرشب مرده‌ای به خوابم می‌آيد(آرش شفاعي)
- می خواستم آشفته نباشد حركاتم( آرش شفاعی)
- غسل دادند مرا كو كفنم؟ دير شده‌ست( آرش شفاعی )
- چرا همیشه نرفتن نصیب پای من است ( آرش شفاعی )
- سکوتي نشسته است بر روي شهر(آرش شفاعی )
- مقابلم تویی و هر چه آفتاب اینجاست( آرش شفاعی)
- فتاد پرتوي ز نگاه تو تا به من ( آرش شفاعی )
- یادش بخير تا دل شب انتظارها( آرش شفاعی )
- زمستان های پر سوزی‌ است در من ، دختر خورشیدا(ارش شفاعی)
- از تابستانه ی آن تن کبابم کرده است( آرش شفاعی )
- مي‌رسي اخم مي‌كني كه چرا ( آرش شفاعی )
- شیرین عسل! به حق شکر ریز خنده ات( آرش شفاعی )
- از صفحۀ نمی دانم چندِ رمانی ( آرش شفاعی )
- مثل تندیس فروریخته کورم، لالم( آرش شفاعی )
- تقصیر تو شد شعرم اگر مساله­ساز است( آرش شفاعی )
- اگر تاریخ چشمی داشت خون و اشک کارش بود ( آرش شفاعی )
- عین شیرین شست و شویی ده ، تن بی تاب را ( آرش شفاعی )
- شیرین عسل! به حق شکر ریز خنده ات ( آرش شفاعی )
- چه باید کرد پا در بند دوری های بعد از تو( آرش شفاعی )
- روزگار لامروت سخت خوارم کرده است ( آرش شفاعی )
- می خواستم آشفته نباشد حرکاتم( آرش شفاعی )
- زمستان های پر سوزی است ( آرش شفاعی )
- از همین حالا( آرش شفاعی )
- وای برمن! تا نظر بر این و آن انداختی( آرش شفاعی )
- آمبولانسها جیغ می کشند ( آرش شفاعی )
- صبحانه شیرداغ دارم ، نان و خرما هم( آرش شفاعی )
- نشئه ی صد در صدم،ساقی نود دارد اگر( آرش شفاعی )
- تاریخ هزار تکه شده است ( آرش شفاعی )
- شهری روشن بیرون بکش ( آرش شفاعی )
- من می شناسم این شوخ چشم را ( آرش شفاعی )
- تلخ بودم آن لب بدذات شیرینم نکرد ( آرش شفاعی )
- گربه خوابیده ( آرش شفاعی )
- نگاهم کرد: می دانم شدی آخر دچار من( آرش شفاعی )
- دلیل شیرینی شب عید! دلیل بوسه! دلیل تبریک!
- شب گورم را بکن ( آرش شفاعی )
- نمی گم تو رفاقت کم گذاشتی ( آرش شفاعی )
- دوستانم خواستند این روزها یادم کنند( آرش شفاعی )
- تو آمدی و شهر ما تمام شعر و شور شد( آرش شفاعی )
- عید از تب شب، بانگ سحوری می گفت ( آرش شفاعی )
- شب که شد تاری بیاور، یک بغل آواز هم( آرش شفاعی )
- کسی نبود قرار از دلی جوان ببرد؟ ( آرش شفاعی )
- تا صبح بر لبان من و تو ترانه بود ( آرش شفاعی )
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد